تبليغاتX
مستندسازی و خبرنگاری و عکاسی اجتماعی
شاید بهترین راه نمایش آنچه باید دید و نمیبینیم یا نمیخواهیم ببینیم
اصفهان زیبا : شماره ۱۶۷ صفحه آخر

نمایشگاه چهار دهه فعالیت خبری عبدالحسین جعفری خبرنگار پیشکسوت استان اصفهان دیروز در مبارکه برپا و با استقبال بازدیدکنندگان مواجه شد. در این نمایشگاه که به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مبارکه برگزار شده ۷۰۰ تابلو از آثار قلمی این پیشکسوت در قالب خبر ٬ گزارش و مصاحبه در ۳۷ موضوع در معرض دید علاقمندان قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

استاد عبدالحسین جعفری از پیشکسوتان خبرنگاری ایران میباشند . ایشان بیش از 40 سال خبرنگاری موفق و پویا را در کارنامه خود همراه دارند . کارنامه ای که درخشش آن دیده هر بیننده فرهنگ دوست را خیره میکند . استادی که شاگردان فراوانش جز نیکی و اخلاق حسنه از او ندیده اند . و اکنون من کمترین افتخار شاگردی ایشان را دارم . قصد دارم زندگینامه این تاریخ گویای خبرنگاری را ضبط و منتشر کنم . ایشان سوم تا دهم خرداد نمایشگاهی از آثار 40 ساله خود در مطبوعات ایران را برگزار میکنند . محل نمایشگاه فرهنگسرای شهرستان مبارکه میباشد . راستی طراحی پوستر نمایشگاه به عهده من است .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

ساخت مستند استاد ترابی وارد فاز تازه ای شد . براساس تصمیمات جدید اتخاذ شده قرار بر این شد که ابتدا کتابی بر اساس زندگی و خاطرات ایشان نوشته شود و سپس با استفاده از اطلاعات کتاب و با توجه به مانور تبلیغی بر محور کتاب فیلم مستندی پیرامون ایشان ساخته شود . تا کنون چندین ساعت از مصاحبه با ایشان را ضبط نموده ام . اما پیاده نمودن مصاحبه ها و ویرایش و اصلاح و حذف و حک آن خود ماجرایی دیگر است . مشکل بزرگ من نبودن نیروی همکاری کننده در این زمینه ها ( مصاحبه ، پیاده سازی نوار و ... در هر بخش از فعالیتهای مستندم )میباشد . نیرویی که بتوان از صحت عملکرد او و ادامه دار بودن همکاری او مطمئن بود . امیدوارم به زودی چند نیروی همکار خوب نصیب شود .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

این هفته اولین مصاحبه خبریم را انجام دادم . البته مصاحبه که نه ، میشود گفت شرکت در همایش خبری با مدیر شرکت مخابرات استان . مسئولین مملکت ما همه یک دوره تخصصی پیچاندن ذهن و مربوط نامربوط گویی رفته اند . همیشه مشکلات تقصیر دیگری است و در نهایت تقصیر هیچ کس . بگذریم سه پیشنهاد کار دارم . یک هفته نامه به عنوان صفحه آرایی ، یک هفته نامه و یک خبرگزاری کشوری به عنوان عکاس و خبرنگار . و من هر سه را پذیرفتم . تا چه پیش آید . میدانی ، عاشق اطلاع رسانی هستم . با هر وسیله ای از سخنرانی و شعر و هنر گرفته تا روزنامه نگاری و فیلم سازی . آنهم اجتماعی و مستند یا با رویکرد مستند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

چند ماه پیش سازمان تبلیغات مسابقه عکاسی با موضوع محرم برگزار کرد که نتایجش چند روز پیش اعلام شد . عکس ( مست عشق ) من به عنوان عکس برتر انتخاب شد . تندیس و لوح سپاس و ربع سکه .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

این پروژه را با همکاری یکی از مهد کودکهای اصفهان شروع کرده ام . هدف بررسی رفتارها و فرآیندهای ذهنی حرکتی کودکان زیر 6 سال است با ویژگی نقش بازی در یادگیری و شخصیت سازی . عکاسی از بازی بچه ها در پارک هم جزئی از برنامه است که روش و شیوه خاص خودش را می طلبد . رفاقت و طبیعی شدن عکاس و دوربین برای بچه ها و همچنین نامرئی بودن در محیط ( عدم جلب توجه ) و سرعت عمل از ویژگیهای بارز این فعالیت است . فعلا کار در مراحل ابتدایی خود است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

مجمل میگویم .

از دالانهای پیچ در پیچ و نفس گیر و لوله ها و سیمهای زیر پا و گرد و غبار محیط و عدم تهویه و نارضایتی همه غرفه داران مخصوصا غرفه های خارجی و غیره و غیره که بگذریم جالب ترین بخش نمایشگاه همانا و همانا فرموده وزیر سراپا تقصیر ارشاد است که به جای پاسخگویی و عذرخواهی و وعده به حل مشکلات در جمله ای نقزوار* افاضه فرمودند : (نمایشگاه امسال بهترین نمایشگاه کتاب بوده چون رهبر انقلاب از آن دیدن فرمودند .) میگویند ایرانیها خدایان مغالطه اند ، همین است . آخر بنده صاحب اخلاس* خداوند این چه استدلالی است ؟ دیدار رهبر انقلاب را چه به کیفیت نمایشگاه ؟ که اتفاقا امسال از بدترین سالهای نمایشگاه بود ، لااقل تا آنجا که من آمده ام و دیده ام . با این استدلال میتوان همه مشکلات کشور را حل نمود . هر مسئولی یکبار رهبر انقلاب را به حوزه استحفاظی خویش دعوت کند و سپس شعار بدهد که حوزه من بهترین است چون رهبر معظم انقلاب از آن دیدار کرده اند.
این هم بد راهی نیست . میتوان همه مشکلات ایران را در عرض کمتر از چند ماه حل نمود. البته فراموش نگردد در این راه باید از سوابق جناب وزیر فرهنگ بهره ها برد ، که سبق قدم در این مسیر دارند . راستی امسال فکر کنم سانسور عکسهای کتب خارجی توسط برادران انصار حزب الله صورت گرفته بود چون بعضی مواقع از شلوار برمودا هم نگذشته بودند . من دوتا کتاب خریدم . یکی زبان اصلی راجع به عکاسی و دیگری کتاب برجسته سازی رسانه ای که ترجمه بود .

* نقز : تک پرش های آهو هنگام دویدن
* اخلاس : بهم آمیختگی موهای سپید و سیاه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

لازم است ابتدا تذکر دهم مطبوعات غیر حرفه ای نه یعنی غیر کامل یا پایین تر از سطح حرفه ای . بل بدین معنی که دست اندر کاران آن ، روزنامه نگاری را بصورت حرفه و شغل تعقیب نمیکنند و درپی کسب درآمد از  آن نیستند . شاید بشود گفت کار برای دل .
اما بعد
پنجمین جشنواره مطبوعات غیر حرفه ای شاهد حضور بسیار گروههای دانشجویی و غیر دانشجویی از سراسر کشور بود . آذربایجان ، گلستان ، خراسانها ، چهار محال ، تهران و ... و البته اصفهان که خود میزبان بود . آنچه در میان مطبوعات غیرحرفه ای بیش از حرفه ایها به چشم میخورد ، شور و ایمان به آرمان خبررسانی بود . آنچه که مطبوعات حرفه ای در پس هزاران پیچ و خم خود ساخته یا پیش ساخته ! کمابیش به فراموشی سپرده اند.
در مصاحبه ای که با مطبوعات دانشگاهی حاضر در نمایشگاه داشتم اهم مشکلات آنها به ترتیب 1 - ضعف مالی و عدم حمایت 2 - مشکل تراشی مدیریت و مسئولین دانشگاه در راه اطلاع رسانی آزاد 3 - عدم اجازه جهت تشکیل جلسات هیأت تحریریه ( با توجه به اینکه هیأت تحریریه از آقایان و خانمهای نامحرم متشکل است ) . مشکل دوم را دوستان با عدم دخالت در امور دانشگاه و سکوت در برابر مشکلات دانشجویی یا نوشتن و به جان خریدن تنبیه و ممنوعیت فعالیت نشریه حل کرده بودند ! مشکل اول هم با کمک پدرانشان کم و بیش حل شده بود !! مشکل سوم هم که با ازدواج موقت قابل حل است !!! ( این پیشنهاد عالمانه از طرف من بود ) بدینصورت فعالیت نشریه هم بیشتر و هم جدیتر میشود !!!

از شوخی که بگذریم دردها را باید گفت . و اگر دردها را خود نبینیم یا به آنها که میبینند فرصت بیان ندهیم ، آنگاه از آن آگاه میگردیم که دملی چرکین یا مرضی کشنده وجودمان را فرا گرفته است . که درد نشان بیماریست و برای آگاهی . این میان قشر جوان دانشجو و روحانی بهترین گزینه برای بیان دردهاست . که مصلحت اندیشی و ترس و ملاحظه و ناآگاهی در آن کمرنگتر از هر جایی است . باید نشست و گوش داد نه فریاد کشید و بست و گرفت . باید خوشحال بود که دانشجو فریاد بکشد و طغیان کند در برابر فساد و تباهی . و اگر چنین نکند باید به حال مملکت گریست ، که دانشجویش گوسفند گشته و دانشگاهش ...

در نمایشگاه قدرتی در جوانان کشورم دیدم که اگر هدایت بشود ( اگر، اگر، اگر ) میتواند جهان را متحول کند . و اما من در نشریه ای مسئول واحد عکس بودم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

اگر مستند را نمایش آنچه باید دید بنامیم ( با تساهل و تسامح ) آنگاه میبینیم که شاید خیلیها از دیدن آنچه هست گریزان باشند. شاید هم نه ، اما این واقعیتی است غیرقابل انکار .

و این ، مستند ساز را منفور عده ای قرار میدهد ، عده ای که نمیبینند ، نمیخواهند ببینند ، یا آنچه میبینند با تفکراتشان در تضاد است .

مستند ساز میگردد میجوید و میابد . آنگاه که یافت ، به همه عالم فریاد میزند که ببینید آنچه من یافته ام .

به هر حال مستند ساز این است اما ، تنها این نیست .

تو هم بگو . آری بگو چه فکر میکنی .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  | 

کار را خیلی ساده گرفته بودم و الآن هر قدم که پیش میروم مشکلاتی پیش میآید که حتی فکرش را هم نمیکردم .

فیلمنامه که نه ٬ طرح کلی فیلم تا کنون ۴ بار عوض شده ٬ تهیه کننده هزینه ها را تا این حد تقبل نمیکند . سن استاد اجازه فیلمبرداری خیلی صحنه ها را در زمستان نمیدهد و .....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کلاهزرد  |